قدم بخیر مادر بزرگ من بود یا یوسف علیخانی
[... من که رسیدم، دمش هم داشت میرفت زیر ضریح، امان الله آب دهانش
را قورت داد و زیر کولهی علف، نفس نفس زنان گقت: «خودم دیدم که قربانعلی دشتبان
را بلمباند و بیامد اینجا.» برچسبها: کوته نوشت ها
برگرفته ام از مازهای راز استاد کزازی و پیشانی نوشت انتخابی ام است برای گزین گویه هایی از هزارتوهای ِپیچ واپیچ و تو در توی ذهن و زبان
[... من که رسیدم، دمش هم داشت میرفت زیر ضریح، امان الله آب دهانش
را قورت داد و زیر کولهی علف، نفس نفس زنان گقت: «خودم دیدم که قربانعلی دشتبان
را بلمباند و بیامد اینجا.» برچسبها: کوته نوشت ها
برچسبها: کوته نوشت ها
برچسبها: کوته نوشت ها
برچسبها: کوته نوشت ها
« در آغاز ، جهان روشنی و تیرگی ، سرزمین نیروهای مزدایی و اهریمنی ، نیکی و بدی ، آسمان و زمین ازهم جدا بود . سرزمین فروغ از نیمروز (جنوب) به سرزمین تیرگی می رسد .
روزگاری نیروهای تاریکی ، دیوان به سالاری اهریمن ، به سرزمین روشنی تاختند . اهریمن در پیکرۀ ماری سهمگین از فرود به سرزمین «اورمزد» راهی جست . دیوان از هر سوی ، چونان انبوهی از مگسان به آفرینش پاک تاختند ، آن را به تباهی کشیدند ، آلودند . آسمان تیرگی گرفت ، آب پاک از گوارایی بی بهره شد ، زمین را جانداران گزنده و آزار گر ، «خرفستران» فروپوشیدند ، گیاهان رخشان پژمردند ، «ایوک دات» ، گاو نخستین و «گیومرث» ، نخستین مرد ، ازمیان رفتند ، بدین سان شگرفترین و زیانبارترین فاجعۀ آفرینش رخ داد ، نیکی با بدی درآمیخت ، .... بدین سان گومیچشن ، زمانه رنج و اندوه و آزار، بستر نابودی و مرگ آغاز گرفت.
پس آفرینش را که ابزار جدائی فرجامین است ، به مینوئی بیافرید . سه هزار سال از آفرینش مینوئی هرمزد گذشت که تازش اهریمن سرگرفت . در آغاز تازش ، اهریمن دیوان را ساخت و به جهان روشن بر تاخت . هرمزد زمان کارزار را به نه هزار سال پیمان نهاد و با سرودن «اهونور» او را باز به تاریکی مدهوش افکند ، به سه هزار سال .راندن اهریمن جز به روائی آفرینش نشود و آفرینش جز به زمان رواج نیابد و با خلق زمان ، ناگزیر هردو آفرینش ، پدید می آیند : آفریدگان هرمزد و آفریدگان اهریمن . پس هرمزد زمان بیکران را کرانمندی بخشید و تن آفریدگان خویش را از روشنائی پدید آورد و نیز وای ِ درنگ خدای ، خدای جنگ و مکان ، را که ابزار آفرینش است . اهریمن ، به مقابله ، تن خاکستری تباه آفریدگان خویش را ساخت و در برابر هر آفریدۀ نیک ِ هرمزد ، به خلقی زشت و پلید دست یازید . هرمزد جهان را از قوه به فعل درآورد و به بهری از آفرینش مینوئی خویش صورت مادی و گیتی داد . هنگامی که آفریدگان را به مینوئی آفرید ، چون مادر بود و هنگام خلقت گیتی ، چون پدر ». *پژوهشی در اساطیر ایران – مهرداد بهار- چاپ چهارم – انتشارات آگاه – تهران 1381 صفحه 31 * برچسبها: کوته نوشت ها

برچسبها: کوته نوشت ها
به روی لاله و گل خواستم که می ، نوشم

برچسبها: کوته نوشت ها
یکم ---------
برچسبها: کوته نوشت ها
گفت راوی : ماه خلوت بود اما دشت میتابید

برچسبها: کوته نوشت ها
برچسبها: کوته نوشت ها
تا عناصری از آیین خرم دینان تا اندیشههایی از گنوستیسیسم و عرفان اسلامی در صورت مکتب ملامتیان ِ نیشابور تا گرایشهای قرمطیانه و شیعی و حروفی و اهل حق – تصویری متناقض از مردمی که از یک سوی با ثروتهای بزرگ و تعدد زوجات و نظام بردهداری و قتل نفس و تباه کردن طبیعت و آلودن محیط زیست مخالفاند و از سوی دیگر ، و در دورانی دیگر ، جز دریوزه و گدایی کاری ازیشان دیده نمیشود.برچسبها: کوته نوشت ها

برچسبها: کوته نوشت ها


برچسبها: کوته نوشت ها


برچسبها: کوته نوشت ها
برچسبها: کوته نوشت ها

برچسبها: کوته نوشت ها


معنی کلمه در لغتنامه دهخدا
توضیحات بسیار خوبی درباره قرشمال و کولیها
برچسبها: کوته نوشت ها
برچسبها: کوته نوشت ها

برچسبها: کوته نوشت ها